آرامش عجیب
آرامش عجیبی دارم..
۳-۴ روز فقط گریه و هق هق داشتم، در این حد که سر کار هم هر چی و هر کیو میدیدم گریم میگرفت، یه روز انقدر جلوی گریم رو گرفتم که گلو درد و سردرد گرفتم
انقدر بی تاب بودم که با چند نفر صحبت کردم که چه کار کنم..
بعدش کم کم انگار این منظومه احساسات منظمتر شد
روشن تر شد اوضاع برام
به یه حال صلحی رسیدم
با خودم و دنیا
انگار اینطوری که دیگه میدونم چی میخوام، نه اینکه چی بشه دقیق ولی میدونم دیگه کجاها باید کوتاه بیام و کجاها سر حرفم بایستم.. شاید همین انقدر بهم آرامش میده
حس اینکه تو مطمئنی کار درست چیه و دیگه نتیجه برات مهم نیست..
حال غریبیه.. اونم وقتی کنار امام رئوف هستم.. تو حرم همینطوری آرامش هست این حال و هوام هم بهش اضافه شد و خیلی حس رقیق بودن داشتم.. گریه هام دیگه از روی درد نبودن.. از روی تسلیم بودن..
از ته دل میدونم خدا هوامو داره.. هرچی که بشه.. حس اینکه پشتت به خدا گرمه حس خیلی خوبیه.. ثابت شدنی هم نیست که بشه نشونش داد یه حس درونیه..
خدایا شکرت..
- ۰۴/۰۹/۲۲
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.