ماهِ آفْتابْگَردون

دل نوشته و افکار پریشان من

ماهِ آفْتابْگَردون

دل نوشته و افکار پریشان من

سلام خوش آمدید

۱ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

از زندگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

دلگیرِ آسمانم و آزرده ی زمین
امشب برای هرچه و هر کار خسته ام

دل خسته سویِ خانه تنِ خسته می کشم
وایا... از این حصارِ دل آزار خسته ام

بیزارم از خموشیِ تقویمِ روی میز
از دنگ دنگِ ساعتِ دیوار خسته ام

از او که گفت: «یارِ تو هستم» ولی نبود
از خود که زخم خورده ام از یار خسته ام

با خویش در ستیزم و از دوست در گریز

از حالِ من مپرس که بسیار خسته ام

محمدعلی بهمنی

پ.ن: از جنگ دائمی درونم خسته ام...
  • وندا :)